آخرین فعالیت

  • asalnmati
    asalnmati به موضوع عشق واسه بچه هاس پاسخ داد.
    خونه پیش سمیه خانوم بودم كه ارتا با اخمای درهم و وضعیت آشفته اومد خونه...اونروز سارا به ارتا گفته بود که یكی دیگه رو دوست داره و تو این...
  • asalnmati
    asalnmati به موضوع عشق واسه بچه هاس پاسخ داد.
    یششش تا یک ساعت دیگه از دست آسا و پانیز خلاص میشم... احساس كردم از بالا صدای جیغ خفیفی میاد...با یه با اجازه بلند شدم و از پله ها رفتم...
  • asalnmati
    asalnmati به موضوع عشق واسه بچه هاس پاسخ داد.
    باز كرد...چشماش از همیشه روشن تر بود...دستمو كشیدم و اومدم برم كه دستمو گرفت و با یه حركت پرت شدم تو بغلش...تو بغلش بین بازوهاش قفل شده...
  • asalnmati
    asalnmati به موضوع عشق واسه بچه هاس پاسخ داد.
    بودن... آسا یجوری منو نگاه میكرد كه انگار من رقیبش بودم...پانیزم با اخم به شكم لختم نگاه میكرد...انتظار داشت الان من از خجالت سرمو...
  • asalnmati
    asalnmati به موضوع عشق واسه بچه هاس پاسخ داد.
    میخواستم جلوی زبونمو بگیرم ولی مگه میشه؟؟؟ -عسل: وای شماهم بزرگ شدید... زنه خندید... -خخخ عزیزم تو این چندسالی كه ندیدمت خیلی ماه...
  • asalnmati
    asalnmati به موضوع عشق واسه بچه هاس پاسخ داد.
    " با صدای زنگ ساعت گوشیم از خواب پریدم و برعكس روزای دیگه كه نمیشد از تخت جدام كنی با سرعت جت پریدم تو دستشویی و دست و صورتمو شستم...
  • asalnmati
    asalnmati به موضوع عشق واسه بچه هاس پاسخ داد.
    رفتم داخل خونه!... اوه اوه بیشتر شبیه پارتی شده بود تا تولد...همه چراغا خاموش بود و فقط رقص نورا روشن بود... ای هستی سنگ قبرتو بشورم...
  • Mina1382
    Mina1382 به موضوع عشق شیطان پاسخ داد.
  • asalnmati
    asalnmati به موضوع عشق واسه بچه هاس پاسخ داد.
    از جلو زیپ میخورد روی لباسام پوشیدم و زیپشو باز گذاشتم...دستگاه فر كن و به برق زدم و لوازم ارایشمو اوردم...موهامو فر كردم و جلوشو كج...
  • asalnmati
    asalnmati به موضوع عشق واسه بچه هاس پاسخ داد.
    بال راه میگشتم...اخرشم شادی اومد یه پس گردنی بهم زد و شوتم كرد تو اتاق هستی...ما كه تا یك دقیقه پیش كم مونده بود از زور خواب كف سالن پهن...
  • asalnmati
    asalnmati به موضوع عشق واسه بچه هاس پاسخ داد.
    شدم دیگه چشماشون داشت از حدقه میزد بیرون... روشن كردم و از جلو چشماشون رد شدم و گازشو گرفتم...ماشین اوناهم تو خیابون پشت ماشین ما بود...
  • asalnmati
    asalnmati به موضوع عشق واسه بچه هاس پاسخ داد.
    به دوست بغل دستیش نگاه كردم... صورت مردونه ای داشت...موهای كوتاه مشكی،پوست گندمی،چشم و ابرو مشكی،بینی سربالا،لبای معمولی...به شخص سوم...
  • asalnmati
    asalnmati به موضوع عشق واسه بچه هاس پاسخ داد.
    -من گربه اممممم همینطوری موهای همدیگرو میكشیدیم و با جیغ جیغ بحث میكردیم.... پسره وقتی دید داریم همدیگرو میكشیم با چشمای گرد شده سری از...
  • asalnmati
    asalnmati به موضوع عشق واسه بچه هاس پاسخ داد.
    اههه این دیگه چیه،؟؟؟ -وجی:فكر كنم اهنگ پلنگ صورتیه... -اره منم فكر میكنم گوشیم باشه... وجی:وللش بابا گوشیه دیگه خوابو بچسب -اره وجی جون...
  • asalnmati
    asalnmati ارسال کرد در موضوع عشق واسه بچه هاس در تایپ رمان.
    نام رمان:عشق واسه بچه هاس نویسنده:asal nmati خلاصه... داستان رمان درمورد دختری به نام عسله كه 17سالشه... عسل دختر سرزنده و شادیه و...
Top